پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۷

روزی که می سرشت فلک آب و خاک من

می سوخت ز آتش تو دل دردناک من

سررشته وصال تو گر آمدی به کف

پیوند یافتی جگر چاک چاک من

هر چند دل ز یاری خود پاک بینمت

دانم سرایتی بکند عشق پاک من

روزی که می نوشت قضا نامه اجل

شد نامزد به تیغ جفایت هلاک من

جامی مجوی خوش دلی از من که در ازل

آمیختند با غم و درد آب و خاک من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۹زان خط کرام الکاتبین تا خواند حسب حال من
  2. شمارهٔ ۷۵۰با یار کوچ کرده که گوید پیام من
  3. شمارهٔ ۷۵۱ای ز تو کوه کوه غم بر دل مبتلای من
  4. شمارهٔ ۷۵۲ای خاک پای توسنت افزوده آب روی من
  5. شمارهٔ ۷۵۳نگار شوخ چشم تیز خشم تندخوی من
  6. شمارهٔ ۷۵۴کس وصالت چنین نخواست که من
  7. شمارهٔ ۷۵۵ای غمت شادکامی دل من
  8. شمارهٔ ۷۵۶چه کمر بسته ای به کین با من
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.