پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۹

بیا جانا دل پر درد من بین

سرشک گرم و آه سرد من بین

غم مهجوری و بار صبوری

همه بر جان غم پرورد من بین

چو جان ازگرد تن دامن فشاند

به دامانت نشسته گرد من بین

تنم را سیل اشک آورد سویت

خس و خاشاک آب آورد من بین

مگو رنگی ندارد جامی از عشق

سرشک سرخ و روی زرد من بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۱طره شبرنگ و جعد مشکسای خویش بین
  2. شمارهٔ ۷۷۲جلوه آن شوخ و جولان سمند او ببین
  3. شمارهٔ ۷۷۳ای به رخسار چو مه چشم و چراغ دگران
  4. شمارهٔ ۷۷۴من و فکر تو چه بینم به جمال دگران
  5. شمارهٔ ۷۷۵دل به جان درمانده وان جان جهان با دیگران
  6. شمارهٔ ۷۷۶هر بامداد کان مه راند سواره بیرون
  7. شمارهٔ ۷۷۷مرو زین چشم تر ای اشک خونین دمبدم بیرون
  8. شمارهٔ ۷۷۸باز ترکش بسته آن ترک سوار آمد برون
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.