پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۸

صوفی چه فغان است که من این الی این

این نکته عیان است من العلم الی العین

ماالحاصل فی البین چه گویی سفری کن

چون خضر و بجوی این گهر از مجمع بحرین

در ذمه ما دین بود پرتو هستی

کو جذب فنایی که مؤدی شود این دین

در مشرب توحید بود وهم دویی کفر

در مذهب تقلید بود نفی دویی شین

این وحدت محض است که از کثرت تکرار

گاه اربعه و گاه ثلاثه ست و گه اثنین

عینی ست یگانه که چو از قید تعین

افزود بر آن نقطه پدید آمد ازو غین

جامی مکن اندیشه نزدیکی و دوری

لاقرب ولا بعد ولا وصل ولا بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۰بیا ای اهل دل را قرة العین
  2. شمارهٔ ۷۴۱ای ز لعلت کامجو روح الامین
  3. شمارهٔ ۷۴۲ترک شهر آشوب من زینسان که شد صحرانشین
  4. شمارهٔ ۷۴۳مشو سنگین دلا مشغول چوگان باختن چندین
  5. شمارهٔ ۷۴۴کشیده بود مه از حسن سر به چرخ برین
  6. شمارهٔ ۷۴۵پس از مردن به خاک من گذر کن غمگذار من
  7. شمارهٔ ۷۴۶ای ز عشقت صد بلا بر جان غم پرورد من
  8. شمارهٔ ۷۴۷روزی که می سرشت فلک آب و خاک من
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.