پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۱

ای ز لعلت کامجو روح الامین

خط سبزت رحمة للعالمین

گل لطافت دارد و سرو اعتدال

تو سهی قامت هم آن داری هم این

در رهم گر گویی از سرکن قدم

پایم از شادی نیاید بر زمین

گرد سبزه کم نشیند باغبان

تا نشاندی سبزه گرد یاسمین

گر نبینم هفته ای ماه رخت

بگذرم آهم ز چرخ هفتمین

تا کمین کردی تو شیران گشته اند

آهوی چشم تو را صید کمین

ریخته در پای تو جامی ز چشم

همچو نظم خویش درهای ثمین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۳مشو سنگین دلا مشغول چوگان باختن چندین
  2. شمارهٔ ۷۴۴کشیده بود مه از حسن سر به چرخ برین
  3. شمارهٔ ۷۴۵پس از مردن به خاک من گذر کن غمگذار من
  4. شمارهٔ ۷۴۶ای ز عشقت صد بلا بر جان غم پرورد من
  5. شمارهٔ ۷۴۷روزی که می سرشت فلک آب و خاک من
  6. شمارهٔ ۷۴۸نوبهاران که دمد شاخ گلی از گل من
  7. شمارهٔ ۷۴۹زان خط کرام الکاتبین تا خواند حسب حال من
  8. شمارهٔ ۷۵۰با یار کوچ کرده که گوید پیام من
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.