پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۷

فزاید ز خط حسن نازک عذاران

علیکم بحسن الخط ای دوستداران

شود تازه از خط بهار نکویی

بدان گونه کز سبزه عهد بهاران

میا خوی فشان می چکان از رخ و لب

به هم بر مزن وقت پرهیزگاران

قرارت نه این بود با ما ز اول

که باشی قرار دل بی قراران

ندانم چه بود اینکه گشتند آخر

چنین ناامید از تو امیدواران

شد از تیغ مهرت دلم پاره پاره

چو ابرو ازو هر مژه اشکباران

قدح گیر جامی که جز می نبخشد

فراغت ز درد سر هوشیاران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۹حکایت کرد باد از گل، گل از پیراهن جانان
  2. شمارهٔ ۷۳۰زهی ابرویت قبله پاک دینان
  3. شمارهٔ ۷۳۱موسم عید و بهار خرم و شاه جهان
  4. شمارهٔ ۷۳۲کنا شئون ذاتک فی وحدة البطون
  5. شمارهٔ ۷۳۳ای به رخت هر نفس مهر دل ما فزون
  6. شمارهٔ ۷۳۴دل چشمه چشمه شد ز خدنگ تو و کنون
  7. شمارهٔ ۷۳۵ز درد تا شده چشمت چو اشک ما گلگون
  8. شمارهٔ ۷۳۶تبارک الله ازین شکل و شیوه موزون
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.