پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۶

تبارک الله ازین شکل و شیوه موزون

تو را رسد که بنازی به حسن روزافزون

چو زندگانی عاشق به وصل معشوق است

یکی ست فرقت لیلی و مردن مجنون

گمان صبر و سکون داشتم به خود لیکن

چو از تو دور فتادم چه جای صبر و سکون

ز جان سوختگان غمت برآمد دود

تو را چو گرد شکر خاست خط غالیه گون

همی فتاد ز بار غم تو خانه دل

اگر نه تیر تو بودی درین خرابه ستون

ز نقد عشق چو باشد خزانه دل را

چه سود حشمت جمشید و گنج افریدون

به تیغ مهر چو آن ماه کشت جامی را

چه جرم بر روش چرخ و گردش گردون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۸صوفی چه فغان است که من این الی این
  2. شمارهٔ ۷۳۹ای ز خورشید رخت تا ماه بعد المشرقین
  3. شمارهٔ ۷۴۰بیا ای اهل دل را قرة العین
  4. شمارهٔ ۷۴۱ای ز لعلت کامجو روح الامین
  5. شمارهٔ ۷۴۲ترک شهر آشوب من زینسان که شد صحرانشین
  6. شمارهٔ ۷۴۳مشو سنگین دلا مشغول چوگان باختن چندین
  7. شمارهٔ ۷۴۴کشیده بود مه از حسن سر به چرخ برین
  8. شمارهٔ ۷۴۵پس از مردن به خاک من گذر کن غمگذار من
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.