فهرست اشعار
- شمارهٔ ۴۲۱ ز جفای فلک سفله مسلمانان داد
- شمارهٔ ۴۲۲ مهر رویت آتشم در جان نهاد
- شمارهٔ ۴۲۳ بازم غم فراق تو دردی به جان نهاد
- شمارهٔ ۴۲۴ نگردانی به وصلم یک زمان شاد
- شمارهٔ ۴۲۵ بگو کجا برم از دست هجر تو فریاد
- شمارهٔ ۴۲۶ هزار ناله ز دست فراق و صد فریاد
- شمارهٔ ۴۲۷ دلم هجر تو یارا برنتابد
- شمارهٔ ۴۲۸ لب لعلت ز جهانی دل و جان میطلبد
- شمارهٔ ۴۲۹ این باغ جهان بنگر تا باز چه بار آرد
- شمارهٔ ۴۳۰ اگر کسی خبری زان نگار باز آرد
- شمارهٔ ۴۳۱ چون دلم وصل او دوا دارد
- شمارهٔ ۴۳۲ قدی چون سرو بستان راست دارد
- شمارهٔ ۴۳۳ دلبرا سرو قدت شکل صنوبر دارد
- شمارهٔ ۴۳۴ نگار من دلی چون سنگ دارد
- شمارهٔ ۴۳۵ سر سرگشته سودای تو دارد
- شمارهٔ ۴۳۶ صبوری در غم جانان که دارد
- شمارهٔ ۴۳۷ تو نظر کن که بت من چه جمالی دارد
- شمارهٔ ۴۳۸ دل من با سر زلف تو هوایی دارد
- شمارهٔ ۴۳۹ دلبر غم حال ما ندارد
- شمارهٔ ۴۴۰ گویند جهان وفا ندارد
- شمارهٔ ۴۴۱ آن کیست که با یاد تو دل شاد ندارد
- شمارهٔ ۴۴۲ دل در غم هجران تو بهبود ندارد
- شمارهٔ ۴۴۳ آن بنده که جز تو کس ندارد
- شمارهٔ ۴۴۴ نگار از حال زارم غم ندارد
- شمارهٔ ۴۴۵ غم هجر تو پایانی ندارد
- شمارهٔ ۴۴۶ مهر رویش نه چنانم نگران میدارد
- شمارهٔ ۴۴۷ کسی که تخم غمت در میان جان کارد
- شمارهٔ ۴۴۸ دوای درد دوری صبر دارد
- شمارهٔ ۴۴۹ دلم ز درد غم عشق جان نخواهد برد
- شمارهٔ ۴۵۰ هجر رویت آب چشم ما به دریا میبَرَد
- شمارهٔ ۴۵۱ چشم خوابآلود او بنگر که چون دل میبَرَد
- شمارهٔ ۴۵۲ شبهاست کز خیال تو خوابم نمیبرد
- شمارهٔ ۴۵۳ برگشت نگار و دل ز ما برد
- شمارهٔ ۴۵۴ الا ای سرو ناز نازپرورد
- شمارهٔ ۴۵۵ منم از درد هجران چون گلی زرد
- شمارهٔ ۴۵۶ آه دردآلود من از سقف مینا بگذرد
- شمارهٔ ۴۵۷ روی زیبای تو گر بر ماه تابان بگذرد
- شمارهٔ ۴۵۸ عشق رویت عقل ما تاراج کرد
- شمارهٔ ۴۵۹ در دلم بود که دلدار وفا خواهد کرد
- شمارهٔ ۴۶۰ طبیب درد دلم را دوا نخواهد کرد
- شمارهٔ ۴۶۱ درد ما را دوا نخواهد کرد
- شمارهٔ ۴۶۲ دلم ز غمزهٔ شوخش حذر نخواهد کرد
- شمارهٔ ۴۶۳ سحرگهان سوی بستان گذار باید کرد
- شمارهٔ ۴۶۴ در چشم ما خیال رخش تا گذار کرد
- شمارهٔ ۴۶۵ مسکین دلم به کوی غمت تا گذار کرد
- شمارهٔ ۴۶۶ دل ز ما برد و قصد جانم کرد
- شمارهٔ ۴۶۷ در جهان ما دلبری خواهیم کرد
- شمارهٔ ۴۶۸ تا چند دل از هجر تو بیهوش توان کرد
- شمارهٔ ۴۶۹ جانا غم عشق تو فراموش توان کرد
- شمارهٔ ۴۷۰ مسلمانان نه صبر از جان توان کرد
- شمارهٔ ۴۷۱ نه درد عشق را پنهان توان کرد
- شمارهٔ ۴۷۲ دل برد زلف شوخت و آنگاه قصد جان کرد
- شمارهٔ ۴۷۳ تا نگارین رخ دلبند ز ما پنهان کرد
- شمارهٔ ۴۷۴ تا چند توان درد تو در سینه نهان کرد
- شمارهٔ ۴۷۵ بیش از این با من بیچاره جفا نتوان کرد
- شمارهٔ ۴۷۶ ز دست خیل خیال تو خواب نتوان کرد
- شمارهٔ ۴۷۷ به قول مدّعیان ترک یار نتوان کرد
- شمارهٔ ۴۷۸ اگرچه درد دلم آشکار نتوان کرد
- شمارهٔ ۴۷۹ درد دل را ز تو ای دوست نهان نتوان کرد
- شمارهٔ ۴۸۰ نه صبر از وصل جانان میتوان کرد
متن اشعار به نقل از گنجور.