پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون

غزلیات

۱,۴۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۲۱ ز جفای فلک سفله مسلمانان داد
  2. شمارهٔ ۴۲۲ مهر رویت آتشم در جان نهاد
  3. شمارهٔ ۴۲۳ بازم غم فراق تو دردی به جان نهاد
  4. شمارهٔ ۴۲۴ نگردانی به وصلم یک زمان شاد
  5. شمارهٔ ۴۲۵ بگو کجا برم از دست هجر تو فریاد
  6. شمارهٔ ۴۲۶ هزار ناله ز دست فراق و صد فریاد
  7. شمارهٔ ۴۲۷ دلم هجر تو یارا برنتابد
  8. شمارهٔ ۴۲۸ لب لعلت ز جهانی دل و جان می‌طلبد
  9. شمارهٔ ۴۲۹ این باغ جهان بنگر تا باز چه بار آرد
  10. شمارهٔ ۴۳۰ اگر کسی خبری زان نگار باز آرد
  11. شمارهٔ ۴۳۱ چون دلم وصل او دوا دارد
  12. شمارهٔ ۴۳۲ قدی چون سرو بستان راست دارد
  13. شمارهٔ ۴۳۳ دلبرا سرو قدت شکل صنوبر دارد
  14. شمارهٔ ۴۳۴ نگار من دلی چون سنگ دارد
  15. شمارهٔ ۴۳۵ سر سرگشته سودای تو دارد
  16. شمارهٔ ۴۳۶ صبوری در غم جانان که دارد
  17. شمارهٔ ۴۳۷ تو نظر کن که بت من چه جمالی دارد
  18. شمارهٔ ۴۳۸ دل من با سر زلف تو هوایی دارد
  19. شمارهٔ ۴۳۹ دلبر غم حال ما ندارد
  20. شمارهٔ ۴۴۰ گویند جهان وفا ندارد
  21. شمارهٔ ۴۴۱ آن کیست که با یاد تو دل شاد ندارد
  22. شمارهٔ ۴۴۲ دل در غم هجران تو بهبود ندارد
  23. شمارهٔ ۴۴۳ آن بنده که جز تو کس ندارد
  24. شمارهٔ ۴۴۴ نگار از حال زارم غم ندارد
  25. شمارهٔ ۴۴۵ غم هجر تو پایانی ندارد
  26. شمارهٔ ۴۴۶ مهر رویش نه چنانم نگران می‌دارد
  27. شمارهٔ ۴۴۷ کسی که تخم غمت در میان جان کارد
  28. شمارهٔ ۴۴۸ دوای درد دوری صبر دارد
  29. شمارهٔ ۴۴۹ دلم ز درد غم عشق جان نخواهد برد
  30. شمارهٔ ۴۵۰ هجر رویت آب چشم ما به دریا می‌بَرَد
  31. شمارهٔ ۴۵۱ چشم خواب‌آلود او بنگر که چون دل می‌بَرَد
  32. شمارهٔ ۴۵۲ شب‌هاست کز خیال تو خوابم نمی‌برد
  33. شمارهٔ ۴۵۳ برگشت نگار و دل ز ما برد
  34. شمارهٔ ۴۵۴ الا ای سرو ناز نازپرورد
  35. شمارهٔ ۴۵۵ منم از درد هجران چون گلی زرد
  36. شمارهٔ ۴۵۶ آه دردآلود من از سقف مینا بگذرد
  37. شمارهٔ ۴۵۷ روی زیبای تو گر بر ماه تابان بگذرد
  38. شمارهٔ ۴۵۸ عشق رویت عقل ما تاراج کرد
  39. شمارهٔ ۴۵۹ در دلم بود که دلدار وفا خواهد کرد
  40. شمارهٔ ۴۶۰ طبیب درد دلم را دوا نخواهد کرد
  41. شمارهٔ ۴۶۱ درد ما را دوا نخواهد کرد
  42. شمارهٔ ۴۶۲ دلم ز غمزهٔ شوخش حذر نخواهد کرد
  43. شمارهٔ ۴۶۳ سحرگهان سوی بستان گذار باید کرد
  44. شمارهٔ ۴۶۴ در چشم ما خیال رخش تا گذار کرد
  45. شمارهٔ ۴۶۵ مسکین دلم به کوی غمت تا گذار کرد
  46. شمارهٔ ۴۶۶ دل ز ما برد و قصد جانم کرد
  47. شمارهٔ ۴۶۷ در جهان ما دلبری خواهیم کرد
  48. شمارهٔ ۴۶۸ تا چند دل از هجر تو بیهوش توان کرد
  49. شمارهٔ ۴۶۹ جانا غم عشق تو فراموش توان کرد
  50. شمارهٔ ۴۷۰ مسلمانان نه صبر از جان توان کرد
  51. شمارهٔ ۴۷۱ نه درد عشق را پنهان توان کرد
  52. شمارهٔ ۴۷۲ دل برد زلف شوخت و آنگاه قصد جان کرد
  53. شمارهٔ ۴۷۳ تا نگارین رخ دلبند ز ما پنهان کرد
  54. شمارهٔ ۴۷۴ تا چند توان درد تو در سینه نهان کرد
  55. شمارهٔ ۴۷۵ بیش از این با من بیچاره جفا نتوان کرد
  56. شمارهٔ ۴۷۶ ز دست خیل خیال تو خواب نتوان کرد
  57. شمارهٔ ۴۷۷ به قول مدّعیان ترک یار نتوان کرد
  58. شمارهٔ ۴۷۸ اگرچه درد دلم آشکار نتوان کرد
  59. شمارهٔ ۴۷۹ درد دل را ز تو ای دوست نهان نتوان کرد
  60. شمارهٔ ۴۸۰ نه صبر از وصل جانان می‌توان کرد

متن اشعار به نقل از گنجور.