پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۷

دلم هجر تو یارا برنتابد

فراقت سنگ خارا برنتابد

مکن بر وعده‌ام زین بیش دلشاد

کزین پس دل مدارا برنتابد

مزن زین بیش بر دل تیغ هجرم

که از دستت نگارا برنتابد

به جان آمد دلم از جور زین بیش

ستم از تو خدا را برنتابد

تو جوری می‌کنی بر من ز حد بیش

دلم زین بیش یارا برنتابد

نهان می‌کن دلا اسرار عشقش

که رازش آشکارا برنتابد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۹این باغ جهان بنگر تا باز چه بار آرد
  2. شمارهٔ ۴۳۰اگر کسی خبری زان نگار باز آرد
  3. شمارهٔ ۴۳۱چون دلم وصل او دوا دارد
  4. شمارهٔ ۴۳۲قدی چون سرو بستان راست دارد
  5. شمارهٔ ۴۳۳دلبرا سرو قدت شکل صنوبر دارد
  6. شمارهٔ ۴۳۴نگار من دلی چون سنگ دارد
  7. شمارهٔ ۴۳۵سر سرگشته سودای تو دارد
  8. شمارهٔ ۴۳۶صبوری در غم جانان که دارد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.