پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۰

اگر کسی خبری زان نگار باز آرد

به جان تو که جهانی بر او نیاز آرد

صبا اگر گذری می‌کنی به دلبر من

بگو که خاطر من بیش از این نیازارد

دل ضعیف من ار سوخت در غمش چه عجب

مگر که لطف تو چنگ دلم به ساز آرد

چو عود سوخته‌ام در فراق تو جانا

که آتش غم تو سنگ در گداز آرد

اگر تو میل سوی ما کنی نباشد دور

چرا که سایه به ما نیز سرو ناز آرد

هلال ابروی خود را اگر دهد جلوه

هزار عاشق سرگشته در نماز آرد

دل ضعیف به چنگال عشقت آوردم

کسی کبوتر وحشی به چنگِ باز آرد

نماز بی سر و پایی چه در حساب آید

جهان نیاز برت در شب دراز آرد

ز گریه کرد مرا فاش رازم ای دیده

کسی تو را به جهان در محل راز آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۲قدی چون سرو بستان راست دارد
  2. شمارهٔ ۴۳۳دلبرا سرو قدت شکل صنوبر دارد
  3. شمارهٔ ۴۳۴نگار من دلی چون سنگ دارد
  4. شمارهٔ ۴۳۵سر سرگشته سودای تو دارد
  5. شمارهٔ ۴۳۶صبوری در غم جانان که دارد
  6. شمارهٔ ۴۳۷تو نظر کن که بت من چه جمالی دارد
  7. شمارهٔ ۴۳۸دل من با سر زلف تو هوایی دارد
  8. شمارهٔ ۴۳۹دلبر غم حال ما ندارد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.