پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون

غزلیات

۱,۴۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ نه توان پیشِ تو آمد نه تو آیی بر ما
  2. شمارهٔ ۲ ای گوهر لطافت و ای منبع صفا
  3. شمارهٔ ۳ دلبرا تا کی مرا داری ز وصل خود جدا
  4. شمارهٔ ۴ من دلداده ندارم به غم عشق دوا
  5. شمارهٔ ۵ تو سر بر من گران داری نگارا
  6. شمارهٔ ۶ رحمی بکن آخر به من خسته خدا را
  7. شمارهٔ ۷ ز دل کردی فراموشم تو یارا
  8. شمارهٔ ۸ اسباب جهان نیست میسّر دل ما را
  9. شمارهٔ ۹ مستغرق بحر غم عشقیم نگارا
  10. شمارهٔ ۱۰ بسیار بگفتم دل دیوانهٔ خود را
  11. شمارهٔ ۱۱ مرا ز دیده و دل دور کرد یار چرا
  12. شمارهٔ ۱۲ دیده در آب روان و لب کشتست مرا
  13. شمارهٔ ۱۳ تا که دل مایل آن سرو روانست مرا
  14. شمارهٔ ۱۴ ای به روی تو دیده باز مرا
  15. شمارهٔ ۱۵ گر چه کردی تو به یک بار فراموش مرا
  16. شمارهٔ ۱۶ از چه می‌داری نگارینا بدین زاری مرا
  17. شمارهٔ ۱۷ بر مثال نامه بر خود چند پیچانی مرا
  18. شمارهٔ ۱۸ اوصاف تو کردیم همه ورد زبان را
  19. شمارهٔ ۱۹ فدا کردم به غم‌های تو جان را
  20. شمارهٔ ۲۰ به دوش برمفکن آن دو زلف مشکین را
  21. شمارهٔ ۲۱ نیست نظر به سوی کس جز رخ دوست دیده را
  22. شمارهٔ ۲۲ ای رخت آیینهٔ لطف خدا
  23. شمارهٔ ۲۳ گفتم آن ترک جفا جو نکند هیچ وفا
  24. شمارهٔ ۲۴ این جهانِ بی‌وفا با کس نکرده‌ست او وفا
  25. شمارهٔ ۲۵ دلبرا تا کی زنی بر جان ما تیغ جفا؟
  26. شمارهٔ ۲۶ همیشه میل نگارم بود به سوی جفا
  27. شمارهٔ ۲۷ ناگهان از در درآمد آن بت سرمست ما
  28. شمارهٔ ۲۸ ای باد صبحدم چه خبر از نگار ما
  29. شمارهٔ ۲۹ بشکست چشم مست تو جانا خمار ما
  30. شمارهٔ ۳۰ در باغ، گل نماند و برفت از دیار ما
  31. شمارهٔ ۳۱ گر آیی تنگ یک شب در بر ما
  32. شمارهٔ ۳۲ اگر اقبال باشد یاور ما
  33. شمارهٔ ۳۳ ما سر نهاده‌ایم به پایش بگو صبا
  34. شمارهٔ ۳۴ مرا که فرض شد از جان و دل دعای شما
  35. شمارهٔ ۳۵ کسی که مهر رخت را سرشت با گِل ما
  36. شمارهٔ ۳۶ نشست بار فراقی چو کوه بر دل ما
  37. شمارهٔ ۳۷ دُرد دردت تا به کی نوشیم ما
  38. شمارهٔ ۳۸ تا تو از لب کرده‌ای درمان ما
  39. شمارهٔ ۳۹ دردمندم از لب لعلت بده درمان ما
  40. شمارهٔ ۴۰ آه و صد آه از جفای چرخ بی سامان ما
  41. شمارهٔ ۴۱ آتشی از رخ چرا افکنده‌ای در جان ما
  42. شمارهٔ ۴۲ درون دیده نشستی و دل شُدَت ماوا
  43. شمارهٔ ۴۳ صبا چه گفت ز دلدار خشم رفتهٔ ما
  44. شمارهٔ ۴۴ جز شب وصل تو جانا که کند چارهٔ ما
  45. شمارهٔ ۴۵ عشقبازی‌ست کنون با رخ تو پیشهٔ ما
  46. شمارهٔ ۴۶ دلبر سنگ دلِ شوخِ جفاپیشهٔ ما
  47. شمارهٔ ۴۷ افتاده در دلم ز دو زلف تو تاب‌ها
  48. شمارهٔ ۴۸ صبر می باید دلا در کارها
  49. شمارهٔ ۴۹ ای عارض زیبای تو خندیده بر گلزارها
  50. شمارهٔ ۵۰ قد تو سر کشد از جمله سرو بستان‌ها
  51. شمارهٔ ۵۱ دلم ز دست فراقت به جان رسید بیا
  52. شمارهٔ ۵۲ صنما سنگ دلا سرو قدا مه رویا
  53. شمارهٔ ۵۳ ای خجل از شرم رویت آفتاب
  54. شمارهٔ ۵۴ ای ز رویت خیره چشم آفتاب
  55. شمارهٔ ۵۵ ای دیده گشته در غم هجر تو چون شراب
  56. شمارهٔ ۵۶ در ما فکنده‌ای چو سر زلف خویش تاب
  57. شمارهٔ ۵۷ بی دولت وصال دلم چون جهان خراب
  58. شمارهٔ ۵۸ آن ماه اگر فرو کشد از روی خود نقاب
  59. شمارهٔ ۵۹ چه خوش باشد شبی تا روز مهتاب
  60. شمارهٔ ۶۰ دوش روی یار می‌دیدم به خواب

متن اشعار به نقل از گنجور.