پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

همیشه میل نگارم بود به سوی جفا

نه مهر در دل سنگین او بود نه وفا

نه میل خاطر یاران نه شرم در دیده

ترحّمی نه در آن دل بود نه ترس خدا

نه رحمتی به دل ریش دردمندانش

نه در جهان نظری می‌کند به عین رضا

لبش چو آب حیاتست و دردمند منم

طبیبم از لب چون نوش دوست کرد دوا

روا مدار که بر ما جفا رود چندین

جفا ز حد بشد ای جان مکن که نیست روا

تو جانی از تن من دور تا به کی باشی

ز تن تو جان جهان را روا مدار جدا

چو چشم یار منم ناتوان به هجرانش

چو زلف دوست منم از هواش بی سر و پا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸ای باد صبحدم چه خبر از نگار ما
  2. شمارهٔ ۲۹بشکست چشم مست تو جانا خمار ما
  3. شمارهٔ ۳۰در باغ، گل نماند و برفت از دیار ما
  4. شمارهٔ ۳۱گر آیی تنگ یک شب در بر ما
  5. شمارهٔ ۳۲اگر اقبال باشد یاور ما
  6. شمارهٔ ۳۳ما سر نهاده‌ایم به پایش بگو صبا
  7. شمارهٔ ۳۴مرا که فرض شد از جان و دل دعای شما
  8. شمارهٔ ۳۵کسی که مهر رخت را سرشت با گِل ما
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.