پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

قد تو سر کشد از جمله سرو بستان‌ها

رخ تو طعنه زند بر گل گلستان‌ها

کشید سر ز من خسته‌دل چو سرو روان

ببرد دل ز برم آن صنم به دستان‌ها

صبوح روی تو خورشید عالم‌آرای است

رخ چو ماه تو شمع همه شبستان‌ها

به روی چون گل خود صبحدم نمی‌شنوی

خروش بلبل و بانگ هزاردستان‌ها

وزید باد بهاری جهان منوّر شد

نمی‌کشد دلم الّا به سوی بستان‌ها

بهار و لاله و گل چون دمید در بستان

جمال طلعت زیبای تو شکست آن‌ها

مرا که سیب زنخدان تو علاج دلست

کجا برم به جهان جمله بار بستان‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲صنما سنگ دلا سرو قدا مه رویا
  2. شمارهٔ ۵۳ای خجل از شرم رویت آفتاب
  3. شمارهٔ ۵۴ای ز رویت خیره چشم آفتاب
  4. شمارهٔ ۵۵ای دیده گشته در غم هجر تو چون شراب
  5. شمارهٔ ۵۶در ما فکنده‌ای چو سر زلف خویش تاب
  6. شمارهٔ ۵۷بی دولت وصال دلم چون جهان خراب
  7. شمارهٔ ۵۸آن ماه اگر فرو کشد از روی خود نقاب
  8. شمارهٔ ۵۹چه خوش باشد شبی تا روز مهتاب
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.