پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

آن ماه اگر فرو کشد از روی خود نقاب

از شرم روش خون چکد از روی آفتاب

بیدار بخت تست ولیکن به چشم ما

ای دوست از چه روی ببسته‌ست راه خواب

بازآ که از فراق رخ دلفریب تو

خون می‌رود ز دیدهٔ جانم به جای آب

پیش لب چو آب حیات تو عاشقان

از دل کنند آتش و از سینه‌ها کباب

بر باد داده‌ای تو چو خاکم ز عشق خویش

آبم ببرده‌ای تو از آن آتش مذاب

خوی می‌چکد ز عارض چون یاسمن تو را

گل چون عرق کند بچکد زو به دم گلاب

در خواب دولت شب وصلم نموده‌اند

تشنه ز حسرت آب تصوّر کند سراب

چون زلف سرکشت دگرم تاب می‌دهی

زین بیش دلبرا ز من خسته سرمتاب

از غمزه‌های مست خود ای نور دیده‌ام

کردی چو چشم خویش جهان سر به سر خراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰دوش روی یار می‌دیدم به خواب
  2. شمارهٔ ۶۱ای عزیزان تا به کی باشد ز غم حالم خراب
  3. شمارهٔ ۶۲تا تو بر رخ داده‌ای از زلف تاب
  4. شمارهٔ ۶۳بیش از این سر ز من بی دل و بیهوش متاب
  5. شمارهٔ ۶۴چون غنیمت بود شب مهتاب
  6. شمارهٔ ۶۵بیا بنشین مرو در خواب امشب
  7. شمارهٔ ۶۶بخت رمیدهٔ ما چون یار ماست امشب
  8. شمارهٔ ۶۷چون مرا هر دو جهان از تو به کامست امشب
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.