پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

بیش از این سر ز من بی دل و بیهوش متاب

بی دلی را ز ره لطف و کرامت دریاب

خواب در دیدهٔ بی خواب خوشم می‌آید

به خیالی که توان دید خیال تو به خواب

مردم دیدهٔ ما غرقه به آب غم تست

چند گیرد غم عشقت سر مردم در آب

گر شبی خیل خیال تو بود مهمانم

هر دم از دیده شراب آرم و از سینه کباب

گفتم از روی محّبت که زمانی بنشین

مرو ای نور دو چشمم چو سر زلف به تاب

گل نو دیدم و گفتم که مگر عارض تست

حمل بر آب کند تشنهٔ بیچاره سراب

دلبرا گر لب لعلت به لب جام نهی

از حیا آب شود پیش لبت لعل مذاب

گل، رخ خوب تو را دید و فرو ریخت ز شرم

راست مانندهٔ کتّان ز فروغ مهتاب

چشم جادوی تو دیدم دلم از دست برفت

آه از آن نرگس مستت که جهان کرد خراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵بیا بنشین مرو در خواب امشب
  2. شمارهٔ ۶۶بخت رمیدهٔ ما چون یار ماست امشب
  3. شمارهٔ ۶۷چون مرا هر دو جهان از تو به کامست امشب
  4. شمارهٔ ۶۸نیاری چرا یاد ما ای حبیب
  5. شمارهٔ ۶۹جان اگر هست یقین درخورت ای آب حیات
  6. شمارهٔ ۷۰بگویمت سخنی ای نگار چون بالات
  7. شمارهٔ ۷۱چو در فراق تو یک دم نمی‌توانم ساخت
  8. شمارهٔ ۷۲دل رفت از بر من و زلفش مقام ساخت
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.