پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

بیا بنشین مرو در خواب امشب

دل ما را دمی دریاب امشب

ز نور روی خود ما را برافروز

که خوش باشد شب مهتاب امشب

بساز از روی یاری با غریبان

چو عمر از پیش ما مشتاب امشب

چو چشم خویشتن خوش باش با ما

چو زلف خود مرو در تاب امشب

به بادم برمده چون خاک کویت

بزن بر آتش عشق آب امشب

چرا ما را چنین می‌داری ای دوست

ز آب دیده در غرقاب امشب

مرا کام از جهان باری برآید

گرت بینم دمی در خواب امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷چون مرا هر دو جهان از تو به کامست امشب
  2. شمارهٔ ۶۸نیاری چرا یاد ما ای حبیب
  3. شمارهٔ ۶۹جان اگر هست یقین درخورت ای آب حیات
  4. شمارهٔ ۷۰بگویمت سخنی ای نگار چون بالات
  5. شمارهٔ ۷۱چو در فراق تو یک دم نمی‌توانم ساخت
  6. شمارهٔ ۷۲دل رفت از بر من و زلفش مقام ساخت
  7. شمارهٔ ۷۳در این زمانهٔ دون نیست حق دید و شناخت
  8. شمارهٔ ۷۴مرا به دولت وصل تو گر رساند بخت
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.