پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

بخت رمیدهٔ ما چون یار ماست امشب

خوابت حرام دیده به آزار ماست امشب

در گلستان رویش داریم های و هویی

در دیدهٔ رقیبان زان خارهاست امشب

با گل چو همنشینم خواهم سلاحداری

تا جار خار در گل جاندار ماست امشب

گفتم که آن صنوبر میلی به ما ندارد

دل گفت راست گویم در کار ماست امشب

هر کاو ز صحبت ما غیبت کند یقین دان

کان یار سست پیمان اغیار ماست امشب

زین بیش غم مخور دل در محنت فراقش

چون دلبر جفا جو غمخوار ماست امشب

هر کاو چو ما نباشد یک رنگ در جهانش

چون باز گویم او را کاو یار ماست امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸نیاری چرا یاد ما ای حبیب
  2. شمارهٔ ۶۹جان اگر هست یقین درخورت ای آب حیات
  3. شمارهٔ ۷۰بگویمت سخنی ای نگار چون بالات
  4. شمارهٔ ۷۱چو در فراق تو یک دم نمی‌توانم ساخت
  5. شمارهٔ ۷۲دل رفت از بر من و زلفش مقام ساخت
  6. شمارهٔ ۷۳در این زمانهٔ دون نیست حق دید و شناخت
  7. شمارهٔ ۷۴مرا به دولت وصل تو گر رساند بخت
  8. شمارهٔ ۷۵پیکان واقعات دلم را به غم بدوخت
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.