پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

پیکان واقعات دلم را به غم بدوخت

مهر رخت به آتش هجران مرا بسوخت

دیگر به ماهتاب چه حاجت بود مرا

چون شمع روی آن بت مهروی برفروخت

تا از نظر برفت مرا آن رخ چو ماه

گویی دلم دو دیدهٔ مهر از جهان بدوخت

گرچه عزیز مصر دل خستهٔ مَنی

یوسف به سیم ناسره نتوانمش فروخت

از آتش فراق تو کافروخت بر دلم

جانم بسوخت و بر من مسکین دلت نسوخت

خیاط روزگار جفاجوی سفله خوی

جز جامهٔ فراق به بالای ما ندوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷تا مهر رخ تو دل برانگیخت
  2. شمارهٔ ۷۸دل از دوران گیتی شاد بادت
  3. شمارهٔ ۷۹ای بر دل من مهر تو هر لحظه زیادت
  4. شمارهٔ ۸۰آزاد سرو بستان! از جان شدیم بندت
  5. شمارهٔ ۸۱سرو بستان خجل ز رفتارت
  6. شمارهٔ ۸۲چند از جان کشم به دل بارت
  7. شمارهٔ ۸۳تا که سرو قدت به پا برخاست
  8. شمارهٔ ۸۴صبحدم نکهت صبا برخاست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.