پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

در غم عشقت دل تنگم بسوخت

بی رخ تو دیده ز عالم بدوخت

نام رخت بردم و در بوستان

گل ز جفای رخ تو برفروخت

دل نتواند صنما در غمت

یک سر مویت به دو عالم فروخت

ای که چو پروانه به شمع رخت

زآتش عشقت پر و بالم بسوخت

پیرهن وصل تو خیاط بخت

بر قد و بالای دل من بدوخت

خاک سر کوی تو آبم ببرد

آتش عشق تو جهانی بسوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸دل از دوران گیتی شاد بادت
  2. شمارهٔ ۷۹ای بر دل من مهر تو هر لحظه زیادت
  3. شمارهٔ ۸۰آزاد سرو بستان! از جان شدیم بندت
  4. شمارهٔ ۸۱سرو بستان خجل ز رفتارت
  5. شمارهٔ ۸۲چند از جان کشم به دل بارت
  6. شمارهٔ ۸۳تا که سرو قدت به پا برخاست
  7. شمارهٔ ۸۴صبحدم نکهت صبا برخاست
  8. شمارهٔ ۸۵بیا که پیک نظر می‌دوانم از چپ و راست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.