پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

ای بر دل من مهر تو هر لحظه زیادت

یک بار نظر کن به من از روی ارادت

یک لحظه مرا یاد نکردی ز سر لطف

شرم از من بیچارهٔ دلسوخته بادت

آن کس که مرا از تو به ناکام جدا کرد

وقت شدنش یاد مماناد شهادت

چشمش به تو روشن شد و خاطر به تو خرّم

دوران چو تو را دید به هنگام ولادت

در روی دل افروز تو چون آینه پیداست

الطاف خداوندی و آثار سعادت

رنجور فراقست دل از روی تلطّف

دریاب دل خستهٔ ما را به عیادت

از دست بشد جان جهان در غمت و نیست

امکان که کند باز دل از مهر تو عادت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱سرو بستان خجل ز رفتارت
  2. شمارهٔ ۸۲چند از جان کشم به دل بارت
  3. شمارهٔ ۸۳تا که سرو قدت به پا برخاست
  4. شمارهٔ ۸۴صبحدم نکهت صبا برخاست
  5. شمارهٔ ۸۵بیا که پیک نظر می‌دوانم از چپ و راست
  6. شمارهٔ ۸۶آن سرو که می‌رود چنین راست
  7. شمارهٔ ۸۷به سروی ماند آن بالای او راست
  8. شمارهٔ ۸۸بر منت ای دل و دین این همه بیداد چراست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.