پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

دوش روی یار می‌دیدم به خواب

آن خیال خواب بودم یا سراب

نیست از بخت جهان آن باورم

که‌م به طالع تابد از وصل آفتاب

از دو زلفت گشته‌ام سودازده

وز دو چشمت می‌شوم مست و خراب

مرد عشق دست و بازوی تو نیست

گر بود کیخسرو و افراسیاب

با تواَم حنظل چو شهد و شکّرست

بی تواَم شکّر بود چون زهر ناب

در لب جوی و میان گل به باغ

خوش بود نالیدن چنگ و رباب

صوت بلبل هر دمی بس خوش بود

جام می با دوستان در ماهتاب

هر که‌ش این دولت میسّر می‌شود

او چه می‌خواهد ازین به فتح باب

چون خیالت را دو اسبه تاختی

از چه رو بستی به چشمم راه خواب

غمزه خون ریز شد گفتم مکن

از سر مستی جهان یکسر خراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲تا تو بر رخ داده‌ای از زلف تاب
  2. شمارهٔ ۶۳بیش از این سر ز من بی دل و بیهوش متاب
  3. شمارهٔ ۶۴چون غنیمت بود شب مهتاب
  4. شمارهٔ ۶۵بیا بنشین مرو در خواب امشب
  5. شمارهٔ ۶۶بخت رمیدهٔ ما چون یار ماست امشب
  6. شمارهٔ ۶۷چون مرا هر دو جهان از تو به کامست امشب
  7. شمارهٔ ۶۸نیاری چرا یاد ما ای حبیب
  8. شمارهٔ ۶۹جان اگر هست یقین درخورت ای آب حیات
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.