پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون

غزلیات

۱,۴۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ ای عزیزان تا به کی باشد ز غم حالم خراب
  2. شمارهٔ ۶۲ تا تو بر رخ داده‌ای از زلف تاب
  3. شمارهٔ ۶۳ بیش از این سر ز من بی دل و بیهوش متاب
  4. شمارهٔ ۶۴ چون غنیمت بود شب مهتاب
  5. شمارهٔ ۶۵ بیا بنشین مرو در خواب امشب
  6. شمارهٔ ۶۶ بخت رمیدهٔ ما چون یار ماست امشب
  7. شمارهٔ ۶۷ چون مرا هر دو جهان از تو به کامست امشب
  8. شمارهٔ ۶۸ نیاری چرا یاد ما ای حبیب
  9. شمارهٔ ۶۹ جان اگر هست یقین درخورت ای آب حیات
  10. شمارهٔ ۷۰ بگویمت سخنی ای نگار چون بالات
  11. شمارهٔ ۷۱ چو در فراق تو یک دم نمی‌توانم ساخت
  12. شمارهٔ ۷۲ دل رفت از بر من و زلفش مقام ساخت
  13. شمارهٔ ۷۳ در این زمانهٔ دون نیست حق دید و شناخت
  14. شمارهٔ ۷۴ مرا به دولت وصل تو گر رساند بخت
  15. شمارهٔ ۷۵ پیکان واقعات دلم را به غم بدوخت
  16. شمارهٔ ۷۶ در غم عشقت دل تنگم بسوخت
  17. شمارهٔ ۷۷ تا مهر رخ تو دل برانگیخت
  18. شمارهٔ ۷۸ دل از دوران گیتی شاد بادت
  19. شمارهٔ ۷۹ ای بر دل من مهر تو هر لحظه زیادت
  20. شمارهٔ ۸۰ آزاد سرو بستان! از جان شدیم بندت
  21. شمارهٔ ۸۱ سرو بستان خجل ز رفتارت
  22. شمارهٔ ۸۲ چند از جان کشم به دل بارت
  23. شمارهٔ ۸۳ تا که سرو قدت به پا برخاست
  24. شمارهٔ ۸۴ صبحدم نکهت صبا برخاست
  25. شمارهٔ ۸۵ بیا که پیک نظر می‌دوانم از چپ و راست
  26. شمارهٔ ۸۶ آن سرو که می‌رود چنین راست
  27. شمارهٔ ۸۷ به سروی ماند آن بالای او راست
  28. شمارهٔ ۸۸ بر منت ای دل و دین این همه بیداد چراست
  29. شمارهٔ ۸۹ چه جان باشد که جانانش نه پیداست
  30. شمارهٔ ۹۰ خوشا بادی که از کوی تو برخاست
  31. شمارهٔ ۹۱ آن باد بهار بین که برخاست
  32. شمارهٔ ۹۲ کدام سرو به بالای دوست ماند راست
  33. شمارهٔ ۹۳ تا قامت او به باغ برخاست
  34. شمارهٔ ۹۴ سرو در باغ به بالای تو می‌ماند راست
  35. شمارهٔ ۹۵ ای سرو چمن چو قامتت راست
  36. شمارهٔ ۹۶ ز هوای سر زلف تو، دلم پر سوداست
  37. شمارهٔ ۹۷ آن نگار بی وفا گر یار ماست
  38. شمارهٔ ۹۸ آن سرو ناز رسته که اندر کنار ماست
  39. شمارهٔ ۹۹ بوی شکنج زلف تو تا در دماغ ماست
  40. شمارهٔ ۱۰۰ آن قد چون نارون بنگر که از بستان ماست
  41. شمارهٔ ۱۰۱ آن سرو راستی مگر از بوستان ماست
  42. شمارهٔ ۱۰۲ درد دل دارم همانا وصل او درمان ماست
  43. شمارهٔ ۱۰۳ آنکه درمان برنتابد درد بی درمان ماست
  44. شمارهٔ ۱۰۴ بخشد گناه بنده که او پادشاه ماست
  45. شمارهٔ ۱۰۵ داری دلا خبر تو که دردش دوای ماست
  46. شمارهٔ ۱۰۶ ما را ز قد سرو تو ای دوست ثمرهاست
  47. شمارهٔ ۱۰۷ هرکه را نیست ز جانان خبری بی خبر است
  48. شمارهٔ ۱۰۸ هر زمان بار جهان بر دل ما بیشتر است
  49. شمارهٔ ۱۰۹ مرا دایم خیالت در ضمیر است
  50. شمارهٔ ۱۱۰ مانی قدرت او در دو جهان نقّاش است
  51. شمارهٔ ۱۱۱ مرا غمی که ز عشق تو بر دل ریش است
  52. شمارهٔ ۱۱۲ بصرم دیدهٔ جهان بین است
  53. شمارهٔ ۱۱۳ سعادت یار و دولت همنشین است
  54. شمارهٔ ۱۱۴ ترا با ما بگو جانا چه کین است
  55. شمارهٔ ۱۱۵ آن سرو بین که بر لب جوی ایستاده است
  56. شمارهٔ ۱۱۶ جانا دو ابروی تو هلالی خمیده است
  57. شمارهٔ ۱۱۷ پشت دلم ز بار فراقت خمیده است
  58. شمارهٔ ۱۱۸ دل من از غم عشقت خرابست
  59. شمارهٔ ۱۱۹ به تابستان خوشی در ماهتابست
  60. شمارهٔ ۱۲۰ آن چه زلفست که از آتش دل در تابست

متن اشعار به نقل از گنجور.