پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

پشت دلم ز بار فراقت خمیده است

جانم ز درد عشق تو بر لب رسیده است

دانی که در فراق رخت ای دو دیده‌ام

خون دلم ز دیدهٔ حیران چکیده است؟

ای نور دیده تا ز برم گشته‌ای جدا

بخت از برم چو آهوی وحشی رمیده است

صبرم ز روی خویش مفرمای بعد از این

شوق رخ تو پردهٔ صبرم دریده است

رحمی بکن به حال دل مستمند من

عمریست تا که بار فراقت کشیده است

کامم بده ز لب که مرا تلخ گشت کام

بسیار شربت شب هجران چشیده است

مسکین دل حزین مرا خوش بدار از آنک

عشق رخ ترا ز جهانی گزیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹به تابستان خوشی در ماهتابست
  2. شمارهٔ ۱۲۰آن چه زلفست که از آتش دل در تابست
  3. شمارهٔ ۱۲۱دل مسکین مرا خار جفای تو بخست
  4. شمارهٔ ۱۲۲عجبست از نگار ما عجبست
  5. شمارهٔ ۱۲۳ای دیده در دو دیده جانم خیال تست
  6. شمارهٔ ۱۲۴ای دیده، دل به خون جگر رهنمای تست
  7. شمارهٔ ۱۲۵سالها تا در سرم سودای تست
  8. شمارهٔ ۱۲۶میان دو دیده مرا جای تست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.