پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

عجبست از نگار ما عجبست

مهر از آن یار بی وفا عجبست

گرچه هست او طبیب مشتاقان

درد ما را دوا از او عجبست

گرچه محتاج روز وصل شدم

حاجتم گر کند روا عجبست

آن سهی سرو در سرابستان

گر کند میل سوی ما عجبست

گنهم چیست جز وفاداری

بر دلم آن همه جفا عجبست

من خطایی نکرده‌ام باری

نظر دوست بر خطا عجبست

اینکه با ما نمی‌کند هرگز

آن بت سنگ دل صفا عجبست

پادشاه جهان ز خودرایی

گر کند رحم بر گدا عجبست

گر ز خان وصال خود بویی

بفرستد به بی نوا عجبست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴ای دیده، دل به خون جگر رهنمای تست
  2. شمارهٔ ۱۲۵سالها تا در سرم سودای تست
  3. شمارهٔ ۱۲۶میان دو دیده مرا جای تست
  4. شمارهٔ ۱۲۷مرا سریست که بی باده نیک سرمستست
  5. شمارهٔ ۱۲۸داغ فراقت دل من سوخته‌ست
  6. شمارهٔ ۱۲۹دلم دیده به رویی خوب بسته‌ست
  7. شمارهٔ ۱۳۰جز خیال رخ تو در دل ما ننشسته‌ست
  8. شمارهٔ ۱۳۱آن سروناز بین که چه خوش راست قامتست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.