پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

میان دو دیده مرا جای تست

درون دل خسته مأوای تست

من خسته با عشق دارم سری

از آن سر همه پر ز سودای تست

همه شب به زاری زارم ز هجر

همه روز در شهر غوغای تست

مرا بر شب وصلت ار دست نیست

سری دارم ای دوست در پای تست

اگر جان ستانی وگر دل دهی

چه یارا مرا رای من رای تست

به بستان جان ای بت گلعذار

چه سروی بود کاو به بالای تست

ضرورت کشم جور کاندر جهان

نبینم کسی را که همتای تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸داغ فراقت دل من سوخته‌ست
  2. شمارهٔ ۱۲۹دلم دیده به رویی خوب بسته‌ست
  3. شمارهٔ ۱۳۰جز خیال رخ تو در دل ما ننشسته‌ست
  4. شمارهٔ ۱۳۱آن سروناز بین که چه خوش راست قامتست
  5. شمارهٔ ۱۳۲فریاد و درد ما ز غمت بی نهایتست
  6. شمارهٔ ۱۳۳شوقم به روی دلبر خود بی نهایتست
  7. شمارهٔ ۱۳۴ای نور هر دو دیده جفا را نهایتست
  8. شمارهٔ ۱۳۵به دل چو سنگدلانی به مهربانی سُست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.