پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

به دل چو سنگدلانی به مهربانی سُست

ز عهد دور به غایت، به دلریایی چُست

به جست و جوی تو عمر عزیز کردم صرف

به اختیار جدایی ز ما نباید جُست

نمی‌رود ز مقابل نهال قامت دوست

خیال قد چو سروت ز دیدهٔ ما رُست

گزید بر من بیچاره دلبری دیگر

وفا نکرد و دو چشم از حیا و شرم بشَست

هزار صورت مهوش اگر بود به جهان

ز دلبران طلبیدن وفا و عهد نخست

اگر به حسن بود یوسف زمانه کسی

چه چیز ارزد اگر ناید او به عهد درست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷بتا تا مهر روی تو دلم با مهربانی جست
  2. شمارهٔ ۱۳۸تا دلم با غم روی تو به شادی بنشست
  3. شمارهٔ ۱۳۹دو دیده تا که دلم دیده در جمال تو بست
  4. شمارهٔ ۱۴۰بختم دو دیده بر سر زلفین یار بست
  5. شمارهٔ ۱۴۱چشم چون بادام تو مادام مست و سرخَوشست
  6. شمارهٔ ۱۴۲مرا گویی که عشقت سر نبشتست
  7. شمارهٔ ۱۴۳سرو از قد و قامت تو پَستست
  8. شمارهٔ ۱۴۴در چشم ما خیال سهی سرو بس خوشست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.