پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

ای دیده، دل به خون جگر رهنمای تست

زین ره تو درگذر که چنین جا نه جای تست

دل گفت من کیم قدری خون سوخته

هر درد دل که هست مرا از بلای تست

گفتم مرو دل از پی دلبر که بی وفاست

وآنگه ز دیده بر سر کو ماجرای تست

اکنون ز دست شد دل و، دلبر به دست نیست

ای دل اگر کشی ستمی آن سزای تست

آری تو را چه غم ز من و حال زار من

سلطان وقت بر سر کویت گدای تست

ای دلنواز وقت نیامد که وصل تو

گوید ز روی لطف که دل بی نوای تست

خون دلم بخورد و غم حال ما نخورد

گفتا برو که مقدم من خون بهای تست

آری اگر رضای تو در کشتن منست

ما را امید از دو جهان در رضای تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶میان دو دیده مرا جای تست
  2. شمارهٔ ۱۲۷مرا سریست که بی باده نیک سرمستست
  3. شمارهٔ ۱۲۸داغ فراقت دل من سوخته‌ست
  4. شمارهٔ ۱۲۹دلم دیده به رویی خوب بسته‌ست
  5. شمارهٔ ۱۳۰جز خیال رخ تو در دل ما ننشسته‌ست
  6. شمارهٔ ۱۳۱آن سروناز بین که چه خوش راست قامتست
  7. شمارهٔ ۱۳۲فریاد و درد ما ز غمت بی نهایتست
  8. شمارهٔ ۱۳۳شوقم به روی دلبر خود بی نهایتست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.