پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

آن چه زلفست که از آتش دل در تابست

وآن چه چشمست که چون نرگس تو در خوابست

«آن نه زلفست و بنا گوش که روزست و شبست»

یا نه ای دوست که نیلوفرِ تر در آبست

آتشی از لب لعلم به دل و جان زده‌ای

با همه درد علاج دل ما عنّابست

در به روی من دلخسته مبند از سر لطف

که حدیثم به لب لعل تو در هر بابست

آن نه بالاست مگر قدّ صنوبر برخاست

کز بلایش دل مهجور پر از خونابست

عنبر زلف که بر آتش رخسار نهاد

زان سبب جان جهان در غم او پر تابست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲عجبست از نگار ما عجبست
  2. شمارهٔ ۱۲۳ای دیده در دو دیده جانم خیال تست
  3. شمارهٔ ۱۲۴ای دیده، دل به خون جگر رهنمای تست
  4. شمارهٔ ۱۲۵سالها تا در سرم سودای تست
  5. شمارهٔ ۱۲۶میان دو دیده مرا جای تست
  6. شمارهٔ ۱۲۷مرا سریست که بی باده نیک سرمستست
  7. شمارهٔ ۱۲۸داغ فراقت دل من سوخته‌ست
  8. شمارهٔ ۱۲۹دلم دیده به رویی خوب بسته‌ست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.