پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

به تابستان خوشی در ماهتابست

که در عکس رخش در ماه تابست

به بستان نرگس مخمور در صبح

ز چشم سرخوشت مست و خرابست

نه مستست و نه مخمور و نه هوشیار

ز بوی عشق تو در عین خوابست

نمی‌تابد به عالم روی خورشید

مگر زآن رو که ماهم در نقابست

چرا ابروی شوخ دوست با ما

چنین پیوسته در عین عتابست

دوا جستم ز لعلش بی تکلّف

طبیب درد من تلخش جوابست

بگفتا صبر می‌باید به کارت

دو چشمم از صبوری چون سرابست

جهان را نیست باری رنگ و بویی

که ذوق عیش در عهد شبابست

نمی‌دانم ز درد عشق باری

جهان را جان و دل یکسر کبابست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱دل مسکین مرا خار جفای تو بخست
  2. شمارهٔ ۱۲۲عجبست از نگار ما عجبست
  3. شمارهٔ ۱۲۳ای دیده در دو دیده جانم خیال تست
  4. شمارهٔ ۱۲۴ای دیده، دل به خون جگر رهنمای تست
  5. شمارهٔ ۱۲۵سالها تا در سرم سودای تست
  6. شمارهٔ ۱۲۶میان دو دیده مرا جای تست
  7. شمارهٔ ۱۲۷مرا سریست که بی باده نیک سرمستست
  8. شمارهٔ ۱۲۸داغ فراقت دل من سوخته‌ست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.