پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

جانا دو ابروی تو هلالی خمیده است

چون آن هلال دیدهٔ عقلم ندیده است

از حد مبر جفا و بیندیش از وفا

زان رو که خار جور تو در جان خلیده است

دانی که حال زار من خسته دل چه شد

جانم به لب ز دست جفایت رسیده است

قدر وصال کعبه روی تو دلبرا

داند کسی که راه بیابان بریده است

مرغ دل ضعیف من ای نور دیدگان

اندر هوای کوی وصالت پریده است

گویی که صبر چارهٔ کارت بود ولی

صبر از برم چو آهوی وحشی رمیده است

ما با خیال دوست همه شب مصاحبیم

لیکن به راه شوق دل ما پریده است

ما را بجز غمش نبود در جهان کسی

گرچه به جای من دگری برگزیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸دل من از غم عشقت خرابست
  2. شمارهٔ ۱۱۹به تابستان خوشی در ماهتابست
  3. شمارهٔ ۱۲۰آن چه زلفست که از آتش دل در تابست
  4. شمارهٔ ۱۲۱دل مسکین مرا خار جفای تو بخست
  5. شمارهٔ ۱۲۲عجبست از نگار ما عجبست
  6. شمارهٔ ۱۲۳ای دیده در دو دیده جانم خیال تست
  7. شمارهٔ ۱۲۴ای دیده، دل به خون جگر رهنمای تست
  8. شمارهٔ ۱۲۵سالها تا در سرم سودای تست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.