پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

مانی قدرت او در دو جهان نقّاش است

او به صورتگری نقش جهانی فاش است

طوطی طبع من خسته ز دریای وجود

به ثنای در توحید تو بس در پاش است

متنفّس نشود از در لطفش نومید

کمترین جانوری بر در او خفّاش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲بصرم دیدهٔ جهان بین است
  2. شمارهٔ ۱۱۳سعادت یار و دولت همنشین است
  3. شمارهٔ ۱۱۴ترا با ما بگو جانا چه کین است
  4. شمارهٔ ۱۱۵آن سرو بین که بر لب جوی ایستاده است
  5. شمارهٔ ۱۱۶جانا دو ابروی تو هلالی خمیده است
  6. شمارهٔ ۱۱۷پشت دلم ز بار فراقت خمیده است
  7. شمارهٔ ۱۱۸دل من از غم عشقت خرابست
  8. شمارهٔ ۱۱۹به تابستان خوشی در ماهتابست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.