پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

ما را ز قد سرو تو ای دوست ثمرهاست

واندر دل ما آ که ز مهر تو شجرهاست

یک شب گذری کن به من خسته و بنگر

کآه دل ما در غم عشقت به سحرهاست

از حسرت شیرین لبت، ای کام دل من

فرهاد صفت گشته به کوه و به کمرهاست

از آه من خستهٔ درویش بیندیش

زیرا که دعا را ز سر سوز اثرهاست

از هدهد اگر حال سبا باز بپرسی

ای دل تو چه دانی که از آنجا چه خبرهاست

یارب تو بساز از کرمت کار جهان را

کاندر ره الطاف تو ای دوست کرمهاست

آخر نظر لطف به احوال جهان کن

زان رو که تو را بر دل این بنده نظرهاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸هر زمان بار جهان بر دل ما بیشتر است
  2. شمارهٔ ۱۰۹مرا دایم خیالت در ضمیر است
  3. شمارهٔ ۱۱۰مانی قدرت او در دو جهان نقّاش است
  4. شمارهٔ ۱۱۱مرا غمی که ز عشق تو بر دل ریش است
  5. شمارهٔ ۱۱۲بصرم دیدهٔ جهان بین است
  6. شمارهٔ ۱۱۳سعادت یار و دولت همنشین است
  7. شمارهٔ ۱۱۴ترا با ما بگو جانا چه کین است
  8. شمارهٔ ۱۱۵آن سرو بین که بر لب جوی ایستاده است
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.