پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸

هر زمان بار جهان بر دل ما بیشتر است

وز سر تیغ فلک خاطر ما ریش‌تر است

گرچه دارم دل ریشی ز جفاهای فلک

هم رسد بر دلم آنجا که سری نیشتر است

با رقیب ارچه تواضع کنم و دل گرمی

دم به دم با من بیچاره بداندیش‌تر است

گرگ ناکام فلک گر فتد اندر رمه‌ای

ببرد میش کسی کز همه درویش‌تر است

هر که سر باخت به عشق رخ جانان به جهان

دادم انصاف که از ما قدمی پیشتر است

گرچه کمتر بودت مهر من ای دوست به دل

هوس وصل تو اندر دل ما بیشتر است

چون وفا در دل خویشان جفاپیشه نماند

عجب آنست که بیگانه کنون خویش‌تر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰مانی قدرت او در دو جهان نقّاش است
  2. شمارهٔ ۱۱۱مرا غمی که ز عشق تو بر دل ریش است
  3. شمارهٔ ۱۱۲بصرم دیدهٔ جهان بین است
  4. شمارهٔ ۱۱۳سعادت یار و دولت همنشین است
  5. شمارهٔ ۱۱۴ترا با ما بگو جانا چه کین است
  6. شمارهٔ ۱۱۵آن سرو بین که بر لب جوی ایستاده است
  7. شمارهٔ ۱۱۶جانا دو ابروی تو هلالی خمیده است
  8. شمارهٔ ۱۱۷پشت دلم ز بار فراقت خمیده است
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.