پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

ای سرو چمن چو قامتت راست

با ما تو بگو که آن چه بالاست

میلت سوی ما بدی همیشه

این سرکشی تو از چه برخاست

زنهار تو سر مکش ز ما زانک

سرسبزی سرو نیز از ماست

گفتا که مکن خیال باطل

کاین عشق و هوس تو را نه تنهاست

رحمی چو نکرد او بر آن دل

گفتم نه دلست سنگ خاراست

از دود دلم بُتا حذر کن

کش میل همیشه سوی بالاست

با قد خوش تو سرو بستان

دعوی نکند ورا چه یاراست

ای ماه دو هفته با همه حسن

از شرم رخ تو در کم و کاست

ای دوست در آرزوی رویت

دانم که نخفت دیده شبهاست

بیچاره دل ضعیف ما را

از لعل تو بوسه‌ای تمنّاست

گفتا به جهان تو یار بودیم

گفتم تو بگو که از چه پیداست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷آن نگار بی وفا گر یار ماست
  2. شمارهٔ ۹۸آن سرو ناز رسته که اندر کنار ماست
  3. شمارهٔ ۹۹بوی شکنج زلف تو تا در دماغ ماست
  4. شمارهٔ ۱۰۰آن قد چون نارون بنگر که از بستان ماست
  5. شمارهٔ ۱۰۱آن سرو راستی مگر از بوستان ماست
  6. شمارهٔ ۱۰۲درد دل دارم همانا وصل او درمان ماست
  7. شمارهٔ ۱۰۳آنکه درمان برنتابد درد بی درمان ماست
  8. شمارهٔ ۱۰۴بخشد گناه بنده که او پادشاه ماست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.