پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون

غزلیات

۱,۴۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ دل مسکین مرا خار جفای تو بخست
  2. شمارهٔ ۱۲۲ عجبست از نگار ما عجبست
  3. شمارهٔ ۱۲۳ ای دیده در دو دیده جانم خیال تست
  4. شمارهٔ ۱۲۴ ای دیده، دل به خون جگر رهنمای تست
  5. شمارهٔ ۱۲۵ سالها تا در سرم سودای تست
  6. شمارهٔ ۱۲۶ میان دو دیده مرا جای تست
  7. شمارهٔ ۱۲۷ مرا سریست که بی باده نیک سرمستست
  8. شمارهٔ ۱۲۸ داغ فراقت دل من سوخته‌ست
  9. شمارهٔ ۱۲۹ دلم دیده به رویی خوب بسته‌ست
  10. شمارهٔ ۱۳۰ جز خیال رخ تو در دل ما ننشسته‌ست
  11. شمارهٔ ۱۳۱ آن سروناز بین که چه خوش راست قامتست
  12. شمارهٔ ۱۳۲ فریاد و درد ما ز غمت بی نهایتست
  13. شمارهٔ ۱۳۳ شوقم به روی دلبر خود بی نهایتست
  14. شمارهٔ ۱۳۴ ای نور هر دو دیده جفا را نهایتست
  15. شمارهٔ ۱۳۵ به دل چو سنگدلانی به مهربانی سُست
  16. شمارهٔ ۱۳۶ دل ربایی دلبری داریم چست
  17. شمارهٔ ۱۳۷ بتا تا مهر روی تو دلم با مهربانی جست
  18. شمارهٔ ۱۳۸ تا دلم با غم روی تو به شادی بنشست
  19. شمارهٔ ۱۳۹ دو دیده تا که دلم دیده در جمال تو بست
  20. شمارهٔ ۱۴۰ بختم دو دیده بر سر زلفین یار بست
  21. شمارهٔ ۱۴۱ چشم چون بادام تو مادام مست و سرخَوشست
  22. شمارهٔ ۱۴۲ مرا گویی که عشقت سر نبشتست
  23. شمارهٔ ۱۴۳ سرو از قد و قامت تو پَستست
  24. شمارهٔ ۱۴۴ در چشم ما خیال سهی سرو بس خوشست
  25. شمارهٔ ۱۴۵ سر به سر کار جهان گر تو بدانی هیچست
  26. شمارهٔ ۱۴۶ صبرم از روی تو ای دلبر فتّان تلخست
  27. شمارهٔ ۱۴۷ بدار ای نازنین یار از جفا دست
  28. شمارهٔ ۱۴۸ بشد عمری که دارم بر خدا دست
  29. شمارهٔ ۱۴۹ تا مرا دیده بر آن زهره جبین افتاده‌ست
  30. شمارهٔ ۱۵۰ دوشم گرفت از سر مستی نگار دست
  31. شمارهٔ ۱۵۱ چو شوق روی تو بِربودم اختیار از دست
  32. شمارهٔ ۱۵۲ دلم بربود و درمان نیست در دست
  33. شمارهٔ ۱۵۳ دلم ز درد فراقش فغان برآورده‌ست
  34. شمارهٔ ۱۵۴ غم عشق تو مرا باز به جان آورده‌ست
  35. شمارهٔ ۱۵۵ دل من با غم عشق تو چنان خو کرده‌ست
  36. شمارهٔ ۱۵۶ تا مرا دیده ز دیدار تو مهجور شده‌ست
  37. شمارهٔ ۱۵۷ تو را گیسو نگارا چون کمندست
  38. شمارهٔ ۱۵۸ مرا رخسار مهرویی پسندست
  39. شمارهٔ ۱۵۹ مرغ جانم به سر کوی بتی در بندست
  40. شمارهٔ ۱۶۰ سهی سرو مرا بالا بلندست
  41. شمارهٔ ۱۶۱ سهی سرو مرا بالا بلندست
  42. شمارهٔ ۱۶۲ که آن لعل لب نوشین گزیده‌ست
  43. شمارهٔ ۱۶۳ عیدیست مبارک که کس آن عید ندیده‌ست
  44. شمارهٔ ۱۶۴ بیا که بی رخ خوبت مرا به دل بارست
  45. شمارهٔ ۱۶۵ جهانی سر به سر چون نوبهارست
  46. شمارهٔ ۱۶۶ شراب هجر تو بسیار خوردم
  47. شمارهٔ ۱۶۷ چو زلف تو جهان بس بی قرارست
  48. شمارهٔ ۱۶۸ نمی‌دانم دلم باری به درد او گرفتارست
  49. شمارهٔ ۱۶۹ دلم وصال تو را از جهان طلب کارست
  50. شمارهٔ ۱۷۰ از زلف خودم بویی بر دست صبا بفرست
  51. شمارهٔ ۱۷۱ از لطف خویش درد دلم را دوا فرست
  52. شمارهٔ ۱۷۲ امشبی حال وضع ما دگرست
  53. شمارهٔ ۱۷۳ ما را به درد عشق تو درمان نه درخورست
  54. شمارهٔ ۱۷۴ ما را به رخ خوب تو ای دوست نیازست
  55. شمارهٔ ۱۷۵ ما را به قد سرو تو ای دوست نیازست
  56. شمارهٔ ۱۷۶ بُستان و ماهتاب و لب آب بس خوشست
  57. شمارهٔ ۱۷۷ سرویست قدّ دلبر و آزاد بس خوشست
  58. شمارهٔ ۱۷۸ نازنینا به غم عشق تو مردن چه خوشست
  59. شمارهٔ ۱۷۹ جهان گر سر به سر بستان و باغست
  60. شمارهٔ ۱۸۰ جهانی بی سر و بی پای عشقست

متن اشعار به نقل از گنجور.