پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷

سرویست قدّ دلبر و آزاد بس خوشست

بر جویبار قامت شمشاد بس خوشست

چون بلبلان به شوق جمال و کمال گل

از عاشقان روی تو فریاد بس خوشست

ای دلبر ستمگر رعنای بی وفا

بر جان ما ز دست تو بیداد بس خوشست

آزاد گشته‌ام چو سهی سرو در جهان

دانی یقین که بنده آزاد بس خوشست

ما در غم فراق گرفتار و ممتحن

دلبر به رغم خاطر ما شاد بس خوشست

وه وه چه خوش بود به صبوحی میان باغ

واندر کنار حور پری‌زاد بس خوشست

تو پیر راه عشقی و ما عاشقان مُرید

از پیر در جهان دم ارشاد بس خوشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹جهان گر سر به سر بستان و باغست
  2. شمارهٔ ۱۸۰جهانی بی سر و بی پای عشقست
  3. شمارهٔ ۱۸۱روی تو رایت قمر بشکست
  4. شمارهٔ ۱۸۲صبا با یار ما گو کایت چه ننگست
  5. شمارهٔ ۱۸۳نگارینا تو را با ما اگر صلحست و گر جنگست
  6. شمارهٔ ۱۸۴از صبا زلف تو ای دوست پریشان حالست
  7. شمارهٔ ۱۸۵چه شبست یارب امشب که خروس صبح لالست
  8. شمارهٔ ۱۸۶کارم بشد از دست ندانم که چه حالست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.