پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱

روی تو رایت قمر بشکست

لب چون قند تو شکر بشکست

ماه رویت چو بدر گشت تمام

روشنایی روی خَور بشکست

دُرّ دندان و حُقّه دهنت

در عدن قیمت گهر بشکست

تا خرامید سرو قامت تو

نارون نیک در نظر بشکست

صبر کردیم در غم تو به سر

شوقت ای دوست آنِ سر بشکست

گر درِ وصل بر رُخم بستی

هم خیالت رسید و در بشکست

گفته بود او که نشکنم پیمان

آن بت بی وفا دگر بشکست

همه بازار خوبرویان را

حسن روی تو سر به سر بشکست

رنگ و رخسار و آب دیدهٔ من

در جهان جمله سیم و زر بشکست

گفتمش زلف را بسی مشکن

چون دلم باز بیشتر بشکست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳نگارینا تو را با ما اگر صلحست و گر جنگست
  2. شمارهٔ ۱۸۴از صبا زلف تو ای دوست پریشان حالست
  3. شمارهٔ ۱۸۵چه شبست یارب امشب که خروس صبح لالست
  4. شمارهٔ ۱۸۶کارم بشد از دست ندانم که چه حالست
  5. شمارهٔ ۱۸۷مهر از آن دلبر گسستن مشکلست
  6. شمارهٔ ۱۸۸ترک وصل یار گفتن مشکلست
  7. شمارهٔ ۱۸۹پیش رخسار چو خورشید تو مردن سهلست
  8. شمارهٔ ۱۹۰از وصل مرا جهان به کامست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.