پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹

پیش رخسار چو خورشید تو مردن سهلست

جان شیرین به لب دوست سپردن سهلست

دل ببردی ز من خسته و دادی بر باد

دل درویش نگه دار که بردن سهلست

دل ما را ز سر کوی فنا ای دل و دین

به یکی بوسه ز لب باز خریدن سهلست

غمزه‌اش با من مسکین به اشارت می‌گفت

پیش من از تو خور و خواب ربودن سهلست

ترک جان و سر و مال ارچه که مشکل کارست

ترک آن جمله به دیدار تو کردن سهلست

گر امیدی به شب وصل تو بودی ما را

خون دل در غم هجران تو خوردن سهلست

چون به یک پیک نظر از تو جهانی چاکر

عاشقی را رخ گلرنگ نمودن سهلست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱دل من در سر زلفت به دامست
  2. شمارهٔ ۱۹۲صبوح روی تو بر ما دوامست
  3. شمارهٔ ۱۹۳چمن بی بلبل و بی گل حرامست
  4. شمارهٔ ۱۹۴در سینهٔ من مهر تو ای ماه تمامست
  5. شمارهٔ ۱۹۵رخ زیباش مهتابی تمامست
  6. شمارهٔ ۱۹۶نگارا روی تو ماهی تمامست
  7. شمارهٔ ۱۹۷دلا در جهان شادمانی کمست
  8. شمارهٔ ۱۹۸مرا عشق رخت یاری قدیمست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.