پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

صبوح روی تو بر ما دوامست

شب هجران تو بر ما چو شامست

هرآن کو نیست عاشق بر جمالت

در این عالم بگو تا خود کدامست

دل مسکین من همچون کبوتر

به شست زلف مهرویان به دامست

طبیبم شربتی از پخته فرمود

که ای مسکین تو را سودای خامست

از آن شربت که دادم، در قیامت

هنوزم تلخی هجران به کامست

ز عشق روی چون خورشیدت ای جان

دو چشمم بر می و مطرب مدامست

ز عشقش در جهان بدنام گشتم

که عاشق را نمی‌داند چه نامست

تو را جز من بسی دلدار باشد

مرا غیر از وصال تو چه کامست

اگرچه فارغی از حال زارم

دعای دولتت بر ما مدامست

بحمدالله در این ایام دولت

که چرخ توسن بدخوی رامست

چرا خون دلم بر تو حلالست

چرا در عشق تو خوابم حرامست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴در سینهٔ من مهر تو ای ماه تمامست
  2. شمارهٔ ۱۹۵رخ زیباش مهتابی تمامست
  3. شمارهٔ ۱۹۶نگارا روی تو ماهی تمامست
  4. شمارهٔ ۱۹۷دلا در جهان شادمانی کمست
  5. شمارهٔ ۱۹۸مرا عشق رخت یاری قدیمست
  6. شمارهٔ ۱۹۹ای یار دلم را غم تو یار قدیمست
  7. شمارهٔ ۲۰۰حال دلم چه پرسی سرگشته در جهانست
  8. شمارهٔ ۲۰۱لطف جان بخش تو امّید گنهکاران است
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.