پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

نگارا روی تو ماهی تمامست

مهش در کوی تو راهی تمامست

دو ماهم وعده‌ای دادی به وصلت

فراقت در دلم ماهی تمامست

ز درد هجر آن روی چو گلنار

رخ جانم ز غم کاهی تمامست

دو چشم مست شوخت ای نگارین

به خون بنده بی راهی تمامست

اگر آیینه جانست رویت

به تندی گر کشم آهی تمامست

چو سرو انداز جانا سایه بر ما

کز آن سایه مرا جاهی تمامست

نظر کن بر من بی دل خدا را

که دل دانی نظرگاهی تمامست

ندارد یوسف مصری گناهی

عزیز من ورا گاهی تمامست

دو شاه اندر یکی کشور نگنجد

جهان را گوییا شاهی تمامست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸مرا عشق رخت یاری قدیمست
  2. شمارهٔ ۱۹۹ای یار دلم را غم تو یار قدیمست
  3. شمارهٔ ۲۰۰حال دلم چه پرسی سرگشته در جهانست
  4. شمارهٔ ۲۰۱لطف جان بخش تو امّید گنهکاران است
  5. شمارهٔ ۲۰۲تو را قامت چو سرو بوستانست
  6. شمارهٔ ۲۰۳بتی کاو بس عجب شیرین زبانست
  7. شمارهٔ ۲۰۴بنای خاطر ما از غم تو ویرانست
  8. شمارهٔ ۲۰۵اوصاف جمال تو مرا ورد زبانست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.