پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

مهر از آن دلبر گسستن مشکلست

با غم هجرش نشستن مشکلست

ای مسلمانان به قول دشمنان

دوستان را دل شکستن مشکلست

با وصال روی چون گلبرگ تو

دل به خار هجر خستن مشکلست

جاودان دل برندارم از لبش

ز آب حیوان دست شستن مشکلست

دل به درد عشق تو بنهاده‌ام

آری از بند تو جَستن مشکلست

دوستان را دل نمی‌باید شکست

چون شکستی باز بستن مشکلست

ای جهان با درد او دمساز باش

کز کمند عشق رَستن مشکلست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹پیش رخسار چو خورشید تو مردن سهلست
  2. شمارهٔ ۱۹۰از وصل مرا جهان به کامست
  3. شمارهٔ ۱۹۱دل من در سر زلفت به دامست
  4. شمارهٔ ۱۹۲صبوح روی تو بر ما دوامست
  5. شمارهٔ ۱۹۳چمن بی بلبل و بی گل حرامست
  6. شمارهٔ ۱۹۴در سینهٔ من مهر تو ای ماه تمامست
  7. شمارهٔ ۱۹۵رخ زیباش مهتابی تمامست
  8. شمارهٔ ۱۹۶نگارا روی تو ماهی تمامست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.