پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

نگارینا تو را با ما اگر صلحست و گر جنگست

نمی‌دانم دل سختت ز پولادست یا سنگست

بیا کاندر غم هجران به جان آمد دل تنگم

فضای عالمی بی تو، تو دانی بر دلم تنگست

دل من لاله و نسرین گل و سرو چمن باری

نخواهد در سرابستان اگر بویست و گر رنگست

مرا از آتش عشقت ز دیده آب می‌بارم

به خاک ره نشینم خوش ولیکن باد در چنگست

تو را کی یاد ما آید که در خلوتگه وصلت

نوای بلبل خوش خوان و عود و نالهٔ چنگست

دلا نشنو فریب آن دو چشم مست جادویش

که سرتاسر نگار من همه افسون و نیرنگست

میان خسرو و شیرین همه صلح و صفا باشد

اگر فرهاد کوه افکن کنون با خسروَش جنگست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵چه شبست یارب امشب که خروس صبح لالست
  2. شمارهٔ ۱۸۶کارم بشد از دست ندانم که چه حالست
  3. شمارهٔ ۱۸۷مهر از آن دلبر گسستن مشکلست
  4. شمارهٔ ۱۸۸ترک وصل یار گفتن مشکلست
  5. شمارهٔ ۱۸۹پیش رخسار چو خورشید تو مردن سهلست
  6. شمارهٔ ۱۹۰از وصل مرا جهان به کامست
  7. شمارهٔ ۱۹۱دل من در سر زلفت به دامست
  8. شمارهٔ ۱۹۲صبوح روی تو بر ما دوامست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.