پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

ما را به قد سرو تو ای دوست نیازست

هرچند تو را با من مسکین سر نازست

حال دل خود با که بگویم بجز از باد

کاو سوختگان را به کرم محرم رازست

احوال دل سوخته هم باد بگوید

کاین دیده همه شب ز غم عشق تو بازست

ورنه که رساند ز من خسته پیامی

کاین غمزده از هجر تو در سوز و گدازست

محمود تویی من چو ایازم به حقیقت

محمود ببین نیک که مخدوم ایازست

آخر ز چه بر ما ستم و جور کنی بیش

درگاه جهانبان به علی رغم تو بازست

نومید ز درگاه تو باری نتوان شد

کالطاف جهانگیر تو بس بنده نوازست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷سرویست قدّ دلبر و آزاد بس خوشست
  2. شمارهٔ ۱۷۸نازنینا به غم عشق تو مردن چه خوشست
  3. شمارهٔ ۱۷۹جهان گر سر به سر بستان و باغست
  4. شمارهٔ ۱۸۰جهانی بی سر و بی پای عشقست
  5. شمارهٔ ۱۸۱روی تو رایت قمر بشکست
  6. شمارهٔ ۱۸۲صبا با یار ما گو کایت چه ننگست
  7. شمارهٔ ۱۸۳نگارینا تو را با ما اگر صلحست و گر جنگست
  8. شمارهٔ ۱۸۴از صبا زلف تو ای دوست پریشان حالست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.