پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

کدام سرو به بالای دوست ماند راست

بگو دلا و به بستان نظر کن از چپ و راست

نگاه کردم و دیدم ز دور می‌آمد

نگار و سرو به پیشش به یک قدم برخاست

نه سرو بود و نه طوبی صنوبری دیدم

میان باغ و یقین شد که قد دلبر ماست

به سرو گفت که بنشین ز پا به پیش قدم

تو سرکشی به وجود منی چنین نه رواست

به لرزه در قدمش اوفتاد و گفت منم

کمینه چاکر آن قامتت که بس زیباست

گل از فروغ رخت در چمن ز بار بریخت

مه دو هفته بدیدش ز شرم او می‌کاست

دلم ببرد ز دست و سپرد ترک خطا

به ابروی کج و زلفش که پر ز چین و خطاست

به غمزه خون جهانی بریخت آن دلبر

دلم ببرد به دزدی ز چشم او پیداست

کسی به قدّ تواَش دسترس کجا باشد

کنون چو زیر فلک کار قامتت بالاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴سرو در باغ به بالای تو می‌ماند راست
  2. شمارهٔ ۹۵ای سرو چمن چو قامتت راست
  3. شمارهٔ ۹۶ز هوای سر زلف تو، دلم پر سوداست
  4. شمارهٔ ۹۷آن نگار بی وفا گر یار ماست
  5. شمارهٔ ۹۸آن سرو ناز رسته که اندر کنار ماست
  6. شمارهٔ ۹۹بوی شکنج زلف تو تا در دماغ ماست
  7. شمارهٔ ۱۰۰آن قد چون نارون بنگر که از بستان ماست
  8. شمارهٔ ۱۰۱آن سرو راستی مگر از بوستان ماست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.