پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون

غزلیات

۱,۴۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۸۱ دلی که در همه عالم بزرگواری کرد
  2. شمارهٔ ۴۸۲ تا دلم با تو عشقبازی کرد
  3. شمارهٔ ۴۸۳ ناتوان چشم تو تا میل به مخموری کرد
  4. شمارهٔ ۴۸۴ یک دم نگار ما نظری سوی ما نکرد
  5. شمارهٔ ۴۸۵ دلبر به هرچه گفت به قولش وفا نکرد
  6. شمارهٔ ۴۸۶ یارب فلک برین دل مسکین چه‌ها نکرد
  7. شمارهٔ ۴۸۷ دلدار رفت و کام دل ما روا نکرد
  8. شمارهٔ ۴۸۸ دلبر برفت و بر دل تنگم نظر نکرد
  9. شمارهٔ ۴۸۹ ای مسلمانان فغان کان یار من یاری نکرد
  10. شمارهٔ ۴۹۰ یار من با من وفاداری نکرد
  11. شمارهٔ ۴۹۱ تا دو زلف تو پیچ و تاب آورد
  12. شمارهٔ ۴۹۲ آن کس که به قدرت ز ازل نیشکر آورد
  13. شمارهٔ ۴۹۳ صبا آمد پیامی سویم آورد
  14. شمارهٔ ۴۹۴ باد بویی ز سوی مصر به کنعان آورد
  15. شمارهٔ ۴۹۵ باد بویی ز سر زلف پریشان آورد
  16. شمارهٔ ۴۹۶ شب فراق تو جانا مرا به جان آورد
  17. شمارهٔ ۴۹۷ صبا بویی ز تو سوی من آورد
  18. شمارهٔ ۴۹۸ کجا دل در غمت آرام گیرد
  19. شمارهٔ ۴۹۹ بامدادان که سر از خواب گران برگیرد
  20. شمارهٔ ۵۰۰ مرغ جان من دلخسته هوا می‌گیرد
  21. شمارهٔ ۵۰۱ ز مهر روی خوب تو دلم دل بر‌نمی‌گیرد
  22. شمارهٔ ۵۰۲ او کی از روی عنایت به جهان پردازد
  23. شمارهٔ ۵۰۳ در فراق رخ یارم رگ جان می‌سوزد
  24. شمارهٔ ۵۰۴ خوشا مُشکی که از زلف تو ریزد
  25. شمارهٔ ۵۰۵ پیش روی تو دلم از سر جان برخیزد
  26. شمارهٔ ۵۰۶ این دیدهٔ نم دیده بی روی تو خون ریزد
  27. شمارهٔ ۵۰۷ آن غمزه فتّانت از خواب چو برخیزد
  28. شمارهٔ ۵۰۸ سحرگهی که ز خواب شبانه برخیزد
  29. شمارهٔ ۵۰۹ درد مرا مگر ز طبیبم دوا رسد
  30. شمارهٔ ۵۱۰ حال زارم گوییا روزی بر جانان رسد
  31. شمارهٔ ۵۱۱ عاقبت این درد دل را هم شبی درمان رسد
  32. شمارهٔ ۵۱۲ ای خوش آن دم که مرا جان بر جانانه رسد
  33. شمارهٔ ۵۱۳ آخر این دردم به درمان کی رسد
  34. شمارهٔ ۵۱۴ گل رفت حالی از چمن تا خود به بستان کی رسد
  35. شمارهٔ ۵۱۵ دردمندی چه شود گر به دوایی برسد
  36. شمارهٔ ۵۱۶ بوی مهرت به مشام من شیدا نرسد
  37. شمارهٔ ۵۱۷ مژده‌ای دادم صبا ای دل که جانان می‌رسد
  38. شمارهٔ ۵۱۸ فکرم به منتهای جمالت نمی‌رسد
  39. شمارهٔ ۵۱۹ فریاد کاین طبیب به دردم نمی‌رسد
  40. شمارهٔ ۵۲۰ دردم ز وصل دوست به درمان نمی‌رسد
  41. شمارهٔ ۵۲۱ دردم نهاد بر دل و درمان نمی‌رسد
  42. شمارهٔ ۵۲۲ از بحر غم دلم به کرانه نمی‌رسد
  43. شمارهٔ ۵۲۳ دارم امید وصل و به جایی نمی‌رسد
  44. شمارهٔ ۵۲۴ بتی که خاطر او لازم جفا باشد
  45. شمارهٔ ۵۲۵ مرا دردی بود در دل که از وصلش دوا باشد
  46. شمارهٔ ۵۲۶ کدام ماه چو ماه منیر ما باشد
  47. شمارهٔ ۵۲۷ خوش باشد ار آن دلبر جانانهٔ ما باشد
  48. شمارهٔ ۵۲۸ مرا در هجر تو کی خواب باشد
  49. شمارهٔ ۵۲۹ گرچه بیداد جفای تو به غایت باشد
  50. شمارهٔ ۵۳۰ دل عاشق ز غم پُر درد باشد
  51. شمارهٔ ۵۳۱ بر سر مات اگر گذر باشد
  52. شمارهٔ ۵۳۲ ز نامرادی ما گر تو را خبر باشد
  53. شمارهٔ ۵۳۳ تو بگو که چونم از تو دمکی گزیر باشد
  54. شمارهٔ ۵۳۴ کدامین سرو چون بالاش باشد
  55. شمارهٔ ۵۳۵ دلم بر آتش عشقت کباب خوش باشد
  56. شمارهٔ ۵۳۶ نگارا وقت آن آمد که گل بر بار خوش باشد
  57. شمارهٔ ۵۳۷ هر که را مهر رخ خوب تو در دل باشد
  58. شمارهٔ ۵۳۸ تا مرا طاقت هجران و توانم باشد
  59. شمارهٔ ۵۳۹ اگرچه بر دلم از هجر صد ستم باشد
  60. شمارهٔ ۵۴۰ تا به کی در دل من درد تو پنهان باشد

متن اشعار به نقل از گنجور.