پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۱

دلی که در همه عالم بزرگواری کرد

ببین که عشق تو با او چه خرده کاری کرد

فدای روی تو کرده‌ست جان شیرین را

به جان تو که هم از روی دوستداری کرد

نگار لاله رخ سرو قد سیم اندام

ز خون دیده دو رخسار من نگاری کرد

دلم ببرد و تنم را به نار عشق بسوخت

ببین که با من دلسوخته چه خواری کرد

به داغ هجر تو ای نور دیده گر دانی

که چشم بخت من خسته دل چه زاری کرد

چو نرگسم به غمت هست دیدهٔ بیدار

ولی بنفشه صفت بین چه سوگواری کرد

جهان به دولت وصلت ز جان شده خرسند

که یار با من بیچاره سازگاری کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۳ناتوان چشم تو تا میل به مخموری کرد
  2. شمارهٔ ۴۸۴یک دم نگار ما نظری سوی ما نکرد
  3. شمارهٔ ۴۸۵دلبر به هرچه گفت به قولش وفا نکرد
  4. شمارهٔ ۴۸۶یارب فلک برین دل مسکین چه‌ها نکرد
  5. شمارهٔ ۴۸۷دلدار رفت و کام دل ما روا نکرد
  6. شمارهٔ ۴۸۸دلبر برفت و بر دل تنگم نظر نکرد
  7. شمارهٔ ۴۸۹ای مسلمانان فغان کان یار من یاری نکرد
  8. شمارهٔ ۴۹۰یار من با من وفاداری نکرد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.