پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۴

بتی که خاطر او لازم جفا باشد

چه لازمست که با او مرا وفا باشد

چرا تو جرم کنی و خطا نهی بر ما

مکن خطا که بد از نیکوان خطا باشد

تو پادشاه جهانی و من گدای درت

صلاح کار گدایان ز پادشا باشد

هرآنکه همچو من از عافیت نپرهیزد

چه جای اینکه از اینش بتر جزا باشد

کسی که نشنود از دوستان مخلص پند

بخرّمی دل دشمنان سزا باشد

مرا مگوی نگارا که عهد بشکستی

طریق عهد شکستن نه زان ما باشد

من آن نیَم که به جور از تو روی برتابم

که نقض عهد هم از عادت شما باشد

چه دشمنی که نکردی به دوستی با من

ز دوستان صفت دشمنان روا باشد

اگر تو طعنه زنی بر جهان که بد مهرست

امید مهر و وفا در جهان که را باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۶کدام ماه چو ماه منیر ما باشد
  2. شمارهٔ ۵۲۷خوش باشد ار آن دلبر جانانهٔ ما باشد
  3. شمارهٔ ۵۲۸مرا در هجر تو کی خواب باشد
  4. شمارهٔ ۵۲۹گرچه بیداد جفای تو به غایت باشد
  5. شمارهٔ ۵۳۰دل عاشق ز غم پُر درد باشد
  6. شمارهٔ ۵۳۱بر سر مات اگر گذر باشد
  7. شمارهٔ ۵۳۲ز نامرادی ما گر تو را خبر باشد
  8. شمارهٔ ۵۳۳تو بگو که چونم از تو دمکی گزیر باشد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.