پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۶

کدام ماه چو ماه منیر ما باشد

کدام یار چو آن بی نظیر ما باشد

کدام سرو بجز قامت چو شمشادت

به راستی چو قدت دلپذیر ما باشد

حرام زاده‌ام ار با وجود مهر و مهی

بجز خیال رخت بی نظیر ما باشد

فراق روی تو بر ما نه کار آسانست

مگر عنایت تو دستگیر ما باشد

مدام بر سر بازار عشق آن دلبر

فغان و ناله هم از دار و گیر ما باشد

به پای شوق وصال تو را طلبکارم

بجز دعا چه به دست فقیر ما باشد

سریست در دو جهانم نهاده بر کف دست

به غیر از این چه متاع حقیر ما باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۸مرا در هجر تو کی خواب باشد
  2. شمارهٔ ۵۲۹گرچه بیداد جفای تو به غایت باشد
  3. شمارهٔ ۵۳۰دل عاشق ز غم پُر درد باشد
  4. شمارهٔ ۵۳۱بر سر مات اگر گذر باشد
  5. شمارهٔ ۵۳۲ز نامرادی ما گر تو را خبر باشد
  6. شمارهٔ ۵۳۳تو بگو که چونم از تو دمکی گزیر باشد
  7. شمارهٔ ۵۳۴کدامین سرو چون بالاش باشد
  8. شمارهٔ ۵۳۵دلم بر آتش عشقت کباب خوش باشد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.