پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۸

مرا در هجر تو کی خواب باشد

چو بحر عشق بی پایاب باشد

ببخشا بر دل آن کس که بی تو

در آب چشم خود غرقاب باشد

به روی چون زرم از درد هجران

نگارا اشک چون سیماب باشد

سجود قبلهٔ روی تو اولیست

هرآن کش ابرویت محراب باشد

شبی خواهم به رویت باختن نرد

به شرطی کان شب مهتاب باشد

به بستان و نوای چنگ و بلبل

نشستم بر کنار آب باشد

ز سر بیرون کن ای دل فکر باطل

جهان را کی چنین اسباب باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۰دل عاشق ز غم پُر درد باشد
  2. شمارهٔ ۵۳۱بر سر مات اگر گذر باشد
  3. شمارهٔ ۵۳۲ز نامرادی ما گر تو را خبر باشد
  4. شمارهٔ ۵۳۳تو بگو که چونم از تو دمکی گزیر باشد
  5. شمارهٔ ۵۳۴کدامین سرو چون بالاش باشد
  6. شمارهٔ ۵۳۵دلم بر آتش عشقت کباب خوش باشد
  7. شمارهٔ ۵۳۶نگارا وقت آن آمد که گل بر بار خوش باشد
  8. شمارهٔ ۵۳۷هر که را مهر رخ خوب تو در دل باشد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.