پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۵

پیش روی تو دلم از سر جان برخیزد

جان چه باشد ز سرِ هر دو جهان برخیزد

عاشق سوخته گر بر سر خاکش گذری

از لحد نعره زنان رقص کنان برخیزد

در میان من و تو پیرهنی مانده حجاب

با کنار آی که آن هم ز میان برخیزد

چند در خواب رود بخت من شوریده

وقت آنست که از خواب گران برخیزد

ستم هجر تو زین روی که عالم بگرفت

ترسم آشوب از این دور زمان برخیزد

پای شمشاد ز شرم تو بماند در گِل

در چمن گر قد سرو تو چمان برخیزد

ترک وصلت نکنم تا بودم جان در تن

ور به یکباره‌ام امید ز جان برخیزد

فتنه برخیزد ار آن گلبن نو بنشیند

سرو بنشیند ار آن سرو روان برخیزد

شمّه‌ای گر ز غم حال جهان برخیزد

ای بسا نعره که از پیر و جوان برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۷آن غمزه فتّانت از خواب چو برخیزد
  2. شمارهٔ ۵۰۸سحرگهی که ز خواب شبانه برخیزد
  3. شمارهٔ ۵۰۹درد مرا مگر ز طبیبم دوا رسد
  4. شمارهٔ ۵۱۰حال زارم گوییا روزی بر جانان رسد
  5. شمارهٔ ۵۱۱عاقبت این درد دل را هم شبی درمان رسد
  6. شمارهٔ ۵۱۲ای خوش آن دم که مرا جان بر جانانه رسد
  7. شمارهٔ ۵۱۳آخر این دردم به درمان کی رسد
  8. شمارهٔ ۵۱۴گل رفت حالی از چمن تا خود به بستان کی رسد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.