پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۸

کجا دل در غمت آرام گیرد

کجا با درد تو درمان پذیرد

گرش لطفت بگیرد دست و میلی

کجا از عشق تو یک دم گزیرد

روا داری که مسکینی غریبی

به درد عشق تو از غم بمیرد

چرا لطف تو دست ناتوانی

به وصل خویشتن یک دم نگیرد

گرم از وصل ننوازی زمانی

یقین کاندر جهان طوفان بگیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۰مرغ جان من دلخسته هوا می‌گیرد
  2. شمارهٔ ۵۰۱ز مهر روی خوب تو دلم دل بر‌نمی‌گیرد
  3. شمارهٔ ۵۰۲او کی از روی عنایت به جهان پردازد
  4. شمارهٔ ۵۰۳در فراق رخ یارم رگ جان می‌سوزد
  5. شمارهٔ ۵۰۴خوشا مُشکی که از زلف تو ریزد
  6. شمارهٔ ۵۰۵پیش روی تو دلم از سر جان برخیزد
  7. شمارهٔ ۵۰۶این دیدهٔ نم دیده بی روی تو خون ریزد
  8. شمارهٔ ۵۰۷آن غمزه فتّانت از خواب چو برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.